یه شب معمولی
-
تاریخ: 1405/5/26 ساعت: 20:10
سلام دینا جونم... این روزا خیلی اذیتم میکنی در واقع منو داری میکشی... از پست قبلی خیلی وقت میگذره...تو بزرگ و ناز شدی شیطنت هات زیاد شدهچشمک میزنیمیرقصی...عاشق رقصی...دست میزنی ...حرف میزنیمدام شیر میخوری...غذا زیاد نمیخوری کلافم میکنیزن دایی دانیال هفته پیش بهت عزیزم گفتنو یاد دادهخیلی قشنگ میگی عز...
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:46
دختر گلم...سلام عشق ماماننفسم ...این روزا خیلی اذیتی فک کنم دندونات داره در میاد خیلی بهم ریختی نمیخوام دردتو ببینم... بانمک و خواستنی شدی بعد7ماه خواستنی بودیا خواستنی تر شدی دوستت دارم مامان Adblock test (Why?)
دندون در اوردن
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:16
سلام ب عشق مامان... دختر عزیزم کوچولوی ناز مامان امروز ی دندون کوچولو در اوردی...اشکم در اومد... باورم نمیشد...تو روز ب روز دازی بزرگ تر و خانوم تر میشی دلم میخواد بخورمت گاهی.. گاهی ک غر میزنی و آدیتم میکنی بداخلاق میشم...اما تو جونم شدی... یک شکاف کوچولو سمت راست پایین لثه ات پیدا شده دندون تیز کو...
یه شب معمولی...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:16
سلام دینا جونم... این روزا خیلی اذیتم میکنی در واقع منو داری میکشی... از پست قبلی خیلی وقت میگذره... تو بزرگ و ناز شدی شیطنت هات زیاد شده چشمک میزنی میرقصی...عاشق رقصی... دست میزنی ...حرف میزنی مدام شیر میخوری... غذا زیاد نمیخوری کلافم میکنی زن دایی دانیال هفته پیش بهت عزیزم گفتنو یاد داده خیلی قشنگ...
امروز تکونم دادی...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:27
دختر عزیزم...امروز روز30مهر94هستش... امروز تکون خوردن تومنوتکون داد میخوام اینجا خاطراتتو بنویسم...تابعدهاخودت ادامه بدی.... تواولین تکون خوردناتوشروع کردی....صبحی همونطور که توی جا خواب بودن تکون خوردنتو حس کردم وشکممو دیدم که سمت چپش قلمبه ترشد...الاهی فدات شم تو...بودی
دختر من
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:27
سلام دختر عزیزم این روزا حسابی اذیتم میکنی لگد میزنی .سرما میخوری خودتو جمع میکنی....کار ندارم این کاراتم دوس دارم اما راستش این روزا خیلی تنهام... مامان جون رفته کربلا بابات همش خسته اس دلم یک کوچولو گرفته... به امید روزای خوب...
تولدت مبارک
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:27
سلام ب دخترگلم... دینا دینای عزیزم بالخره4اسفند بدنیا اومدی.... چند روز از سال94بیشتر باقی نمونده... خیلی ناز و دوست داشتنی شدی... ادم دلش میخواد بخورتت... خوشحالم که دارمت.... زایمانم خیلی سخت بود....سزارین شدم و بخاطر تو فسقلی شکمم جراحی شد درد زیادی کشیدم از حق نگذریم بابات خیلی کمک کرد والان کمک...
اولین لبخند
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:26
امروز دوبار برام خندیدی وقتی بات حرف زدم بهم خندیدی این اولین باره دختره اخموی من دوستت دارم
لبخند
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:26
سلام دختر نازنیم دینا خانم امروز اولین لبخنداتو برا ما زدی انگار حرفامونو میفهمی خیلی لذت داشت ک برامون خندیدی الهی تمام روزات پر شادی و لبخند باشه دخترم
واکسن دوماهگی
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:26
دینای عزیزم امروز واکسن دو ماهگیتو منو و مامانی بردیمت بهداشت بهت تزریق کردن خیلی گریه میکنی پات خیلی درد داره تکون میدی جیغ میزنی اشکت در امده کاش زودتر تموم بشه این چند روز دلم کباب شده دوستت دارم مامان الهام
جقجقه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:26
سلام دختر گلم امروز باز خوشحالم گردی پریروز از زخمی ک روی صورتت انداخته بودی مجبور شدم دستکش سفیراتو بپوشم برات ک دیگه صورتتو زخمی نکنی امروز جقجقه دستم بود گفتم بزار ببینم میتونی بگیری دستکشاتو در اوردم جقجقه رو گرفتی نیم ساعتی هست باهاش مشغولی فک کنم خودتم خوشحالی دوستت دارم دینای من دنیای من بوس
دندونی
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:26
سلام دخترم دینای مامان امروز دوتا فکتو محکم فشار دادی ای ناقلای مامان گاز گرفتن رو بلد شدی امروز اولین بار بود ک جیغمو در اوردی خیلی دوستت دارم مامان